أبو علي سينا
مقدمه 3
رگشناسى يا رساله در نبض ( فارسى )
جزئى گذشته - و به ياد دارد كه هنگام ناخوشى پرستار يا پزشك يا بزرگتر خانه كه با خبر ميشوند دست بساعد بيمار دراز ميكنند و با سر انگشتان از چگونگى جنبش نبض او جستجو مينمايند ، و چنين وانمود مىشود كه گويا نبض احوال پنهانى بيمار را براى آنها آشكار كرده است ، نشانيهائى كه نبض بدست ميدهد در برابر سائر نشانيهاى تندرستى و بيمارى بدرجهاى روشن و ممتاز است كه از جهان پزشكى گذشته در ساير چيزها هم مثل شده و هر گاه بر چگونگى احوال كس و كارى از همه سو آگهى يافتند ميگويند نبض فلانى يا فلان كار در دست ما است : و اين نامهء كم حجم بمنزلهء مترجم يا فرهنگ لغتى است كه ما را باوضاع و احوال رگ جنبان ( يعنى نبض ) راهنمائى مىكند ، و شرح ميدهد كه وابستگى احوال نبض با تندرستى و بيماريهاى گوناگون ، بويژه بيماريهاى دل صنوبرى چگونه است . و اين مسأله يعنى بستگى حالات نبض باحوال نامحسوس تن - از مسائلى است كه در كتب و مصنفات پزشكى از عهد قديم باب و مبحث مخصوص داشته ، مع ذلك اطباء بزرگ شرق و غرب از قبيل ارساجانس « 1 » ، و جالينوس ، و يحيى النحوى الاسكندرانى ، و حنين بن اسحاق العبادى ، و پسر او اسحاق ، و ثابت بن قرة الحرانى ، و اسحاق بن عمران ، و اسحاق بن سليمان ، و ابو عثمان
--> ( 1 ) - ارساجانيس يا ارسيجانس يا ارشيجانس معاصر سقراط ( 470 - 400 ق م ) حكيم معروف بوده و ظاهراً وى قديمترين كسى است كه كتابى در نبض ساخته ، و جالينوس بر كتاب نبض او رد نوشته ، و در برخى تصانيف ديگر خود هم او را رد كرده است ، ( رجوع كنيد بعيون الانباء چاپ مصر ص 34 - 36 - 49 - 92 - 97 102 - و بفردوس الحكمه چاپ برلن 1928 ص 342 - 347 ، كه بحث نبض را از عقائد او و جالينوس فراهم ساخته است .